|
  

شعر براي تولد
روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو
كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو
درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم
بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم
ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم
از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم
من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون
چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون
به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم
هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم
تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم
كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش
بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک
با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک
عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک
فقط مي خوان بهت بگن :.
.
.
.
. تولدت مبارک

چه لطيف است حس آغازي دوباره،
و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...
و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!
و چه اندازه شيرين است امروز...
روز ميلاد...
روز تو!
روزي که تو آغاز شدي!
تولد مبارک

بدان كه زندگي هدف خاصي را نميجويد. معناي زندگي در خود زندگي نهفته است، وسيلهاي براي رسيدن به مقصودي نيست. زندگي خود هدف است. پرنده در پرواز گل سرخ در باد بر آمدن خورشيد در پگاه، سوسوي ستارگان در شب، عشق مردي نسبت به زني، بازي كودكي در برزن... نه هيچ يك هدفي را دنبال نميكنند. گذران زندگي خود با لذت همراه است، و شور ميآفريند. انرژي لبريز ميگردد، به رقص در ميآيد بيهيچ مقصودي. نه! زندگي اجرا نيست، معامله نيست. زندگي عشق است، شعر است و موسيقي

وقتي زندگي واست خيلي سخت شد يادت باشه که درياي آروم ناخداي قهرمان نمي سازه

چیزی گفتی و دستت بی هدف در فضا رقصی کرد
چیزی گفتم و آخرین هجای کلماتم
روی فنجان قهوه نشست
و ما راه به جایی نبردیم
ما راه به جایی نبردیم و تو گفتی
که می بینی... قهوۀ آخر تلخ تر نیست
من نه کلامت را با شکر شیرین می کنم
و نه سیاهی این آخرین قهوه را
با شیر سپیدتر
من قهوه را تلخ می خورم
و به چشمان تو نگاه می کنم
چشمانی که می گویند :
شیر و شکر دروغ های تلخ آخرین دقایق است....

چو گلها سراپا نشاط و شوری ، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک
بهار امیدی ، همه سروری، تولّدت مبارک ، تولّت مبارک
گل من ! چشمِ دلم از تو روشن شکفتی زیباتر از گل به گلشن
نشستی ، چون لاله در باغ هستی ، تویی تو ، بهانه یِ هستیِِ من
دور ، از هر ، بلایِ ، خزانی بمانی ، با شور و نشاطِ جوانی بمانی
گل ، باشی ، که در جمعِ یاران نشینی ، در عالم ، به جز روی شادی نبینی
چو گلها سراپا نشاط و شوری ، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک
بهار امیدی ، همه سروری، تولّدت مبارک ، تولّت مبارک
گل من ! چشم دلم از تو روشن شکفتی زیباتر از گل به گلشن
نشستی ، چون لاله در باغ هستی ، تویی تو ، بهانه ی هستیِ من
دور ، از هر ، بلایِ ، خزانی بمانی ، با شور و نشاطِ جوانی بمانی
گل ، باشی ، که در جمع یاران نشینی ، در عالم ، به جز روی شادی نبینی

آبجی افروز گلم تولدت رو بهت تبریک میگم  
  
|